هدف گذاری به روش اسمارت

اهداف اسمارت

آیا تا به حال این حس به شما دست داده است به سختی تلاش میکنید اما نتایج دلخواهتان را به دست نمیآورید؟شاید باید کمی مهارت های خود را افزایش دهید و تکنیک هدف گذاری بیاموزید.

هرکس در زندگی خود اهدافی دارد که دوست دارد به آنها برسد و برای رسیدن به این اهداف تلاش هم می کند, اگر بخواهیم میزان موفقیت هر کس را بسنجیم آن را منوط به رسیدن به این اهداف می دانیم. اما باید بدانیم دقیقا چه مسیر و روشی را در پیش بگیریم. تا زمانی که ندانید دقیقاً چه هدفی دارید, قطعا نمی توانید وارد مرحله اجرا کردن و اقدام مراحل برای دستیابی به آنها شوید, برای این کار روشی به نام روش اسمارت وجود دارد که باعث می‌شوددر تعیین اهداف تان موفق تر عمل کنید.

چگونه هدف درستی انتخاب کنیم؟ چه تکنیک های طلایی برای موفقیت وجود دارد؟ آیا هدف گذاری با الگوی اسمارت (smart ) می‌تواند مفید باشد؟ اینها ده ها سوالیست که روزانه ذهن ما را درگیر می‌کند و باعث می‌شود که ما کتاب ها و فایل های صوتی موفقیت را زیر و رو کنیم, هدف گذاری اسمارت به طور واضح مشخص می‌کند که هدف شما چه چیزهایی هستند و با چه  میزان تمرکز و تلاش می توانید به آنها دست پیدا کنید.

هدف گذاری smart چیست؟ و به چه معنا است ؟

کلمه اسمارت مخفف ای از حروف اول پنج حرف اول کلمه انگلیسی هستند که در هدف گذاری به آنها نیاز دارید مدل اسمارت را به پیتر دراکر با مفهوم مدیریت بر مبنای هدف منسوب می داند. پس برای هدف گذاری اسمارت باید نکات زیر را رعایت کنیم:

Specific: هدف کاملا خاص باشد

 Measurable: هدف قابل اندازه گیری باشد

Achievable:  هدف با شرایطی که دارید دست یافتنی باشد

Relevant:  هدف مرتبط باشد

 Time bound : هدف شما در بازه زمانی خاص و محدود تعریف شود

معیارهای اسمارت برطبق ویکی پدیا یکسری معیار هستند که برای تعیین اهداف یک پروژه مدیریت عملکرد کارکنان و رشد شخصی به کار میرود توجه کنید که این معیارها نمی‌گویند تمام اهداف در تمام سطوح باید قابل اندازه گیری باشند در برخی شرایط این واقع گرایانه نیست که سعی کنیم هدفی را اندازه گیری کنیم به خصوص وقتی که هدف مرتبط با مدیران میانی باشد.

SMART بر چه مبنایی عمل می کند؟

همین الان به هدفی که می خواهید به آن دست پیدا کنید فکر کنید، چه شخصی و چه سازمانی. برای اینکه هدفتان را S.M.A.R.T کنید نیاز دارید معیارهای مشخص بودن، قابل اندازه‌گیری، دست‌یافتنی، مرتبط و بهنگام بودن را در آن تصدیق کنید.

۱.هدف خود را هرچقدر می‌توانید خاص تر کنید

آیا دقیقا و با تموم جزییات می دونیم چه هدفی را می خوایم به دست بیاریم؟ اهداف شما باید کاملا شفاف و واضح و دقیق و با جزییات هرچه بیشتر باشند. مگر نه اینکه در آینده می‌خواهید به آن دست پیدا کنید؟ پس اگر یک چیز واقعی در آینده است باید کاملا با جزییات فراوان قابل توصیف باشد.

برای تعیین یک هدف مشخص باید اول به این سوال ها جواب بدید:

  • چه کسی؟ : چه کسی در این هدف درگیر است؟
  • چه چیزی؟: چه چیزی می خوام به دست بیارم؟
  • کجا؟: یک مکان رو مشخص کنید.
  • کِی؟: یک پنجره زمانی مشخص کنید.
  • چرا؟: دلایل و مزایای مشخص رسیدن به این هدف.

باید به‌قدری اهداف خود را شفاف بنویسید که بدانید دقیقاً چه چیزی را با چه مقدار

و چه کیفیتی می‌خواهید.

یکی از اهداف خود را روی کاغذ بنویسید و سعی کنید پاسخ تمام سوالات بالا را برای آن بنویسید.

مثال

تصور کنید کارشناس بازاریابی هستید و می‌خواهید مدیر بازاریابی شوید. هدف مشخص می‌تواند این باشد: «می‌خواهم توانایی‌ها و تجربه‌ی لازم را برای پُستِ مدیر بازاریابی در این سازمان، به دست آورم تا جایگاهم را ارتقاء دهم و گروه موفقی را هدایت کنم.

۲.اهداف شما باید قابل اندازه گیری باشند

هر هدفی که دارید سعی کنید برای آن یک معیار و ملاک صحیح در نظر بگیرید. مزیتی که این کار دارد این است که باعث می شود میزان پیشرفتتان را به درستی متوجه شوید و در میابید که چقدر به هدفتان نزدیک شده اید.

هدف‌های شما باید با عدد و رقم قابل درک و فهم باشند تا بتوانید میزان نزدیک شدن به آن را تجسم کنید و این موضوع انگیزه دهنده خواهد بود و به متمرکز ماندن بروی هدف کمک شایانی خواهد کرد. جنس هدف شما از چه چیزی است؟ آیا می‌توانید اندازه گیری کنید؟ مثلا پولدار شدن در آینده یک هدف نیست. باید بدانید دقیقا منظور شما از پولدار شدن صد میلیون تومان است یا یک میلیارد و یا بیشتر ؟ در چه بازه زمانی؟ یک سال ؟ ده سال ؟ باید پارامترهای اندازه گیری اهداف خود را بیشتر کنید تا واقعی تر باشند.

اهدافی را برای خود در نظر بگیرید که دسترسی به آن‌ها امکان‌پذیر باشد. این مورد یکی از مهم‌ترین موضوعات راز رسیدن یا نرسیدن شما به اهدافتان است.اهداف خودتان را طوری تنظیم کنید که احتمال رسیدن به آن‌ها وجود داشته باشد و ازلحاظ منطقی،رسیدن به هدف و موفقیت برای شما ممکن باشد. هدف‌های بزرگ و قدم‌ها بزرگ ذهن انسان را می‌ترسانند و احتمال موفقیت و دستیابی به اهداف کاهش میابد، انتخاب هدف باید منطقی باشد.

مثلا فروشنده‌ای که ماهی ۳ میلیون تومان فروش می‌کند قرار دادن هدف ماهی

۳۰ میلیون برای قدم اول کار منطقی‌ای نیست

حسن دیگری که اندازه گیری کردن اهدافتان دارد، این است که هنگام دستیابی به هدف، دقیقا متوجه خواهید شد که آیا این همان چیزی بود که می خواستید؟

۳.اهداف شما باید دست‌یافتنی باشند

زمانی که شما برای خودتان هدفی تعیین می کنید، باید بدانید که تا چه حد واقعا می توانید به آن دست یابید؟ آیا اصلا هدفتان با مهارت ها و توانایی هایتان انطباق دارد؟

اهداف شما باید واقعی و دست یافتنی باشند. به عبارت دیگر باید براساس توانایی‌های خودتان باشد. بسیاری از افراد یک اتومبیل گران قیمت را هدف خود می‌دانند اما آیا از پس آن برمی آیند؟ چقدر این هدف بزودی برای آنها دست یافتنی است؟ امید و آرزو داشتن استراتژی نیست. برای اهداف خود باید قدم به قدم پیش بروید. برای اهداف بزرگ خود ابتدا اهداف کوچکتر و دست یافتنی تعریف کنید.

اگر زمان، پول و استعداد رسیدن به هدفی را نداشته باشید قطعاً شکست خواهید خورد.

اما به این معنی نیست که شما نمی‌توانید چیزی را که غیرممکن به نظر می رسد انتخاب کنید، هوشمندانه برای آن برنامه ریزی کنید و به آن جامه عمل بپوشانید.

فقط خودتون می تونید برآورد کنید که این هدف برای “شما” دست یافتنی هست یا نه.

هدف دست‌یافتنی معمولا چنین پرسش‌هایی را پاسخ می‌دهد:

  • چگونه می‌توانم به این هدف برسم؟
  • این هدف با توجه به محدودیت‌هایی همچون عوامل مالی، چقدر واقع‌گرایانه است؟

مثال

شاید باید از خودتان بپرسید که با توجه به تجربه و توانایی‌های فعلی‌، آیا توسعه‌ی مهارت‌هایی که برای مدیر بازاریابی لازم هستند، واقع‌گرایانه است؟ برای مثال، برای گذراندن موثر دوره‌های آموزشی مورد نیاز زمان دارید؟ آیا منابع لازم در دسترس‌تان هستند؟ آيا از پس آن بر می‌آیید؟

۴. واقع گرایانه باشد.

هدفی که انتخاب می کنید می تواند علاوه بر اینکه واقعی باشد، بسیار هم بلندپراوزانه باشد. جالب اینجاست که اگر هدفی بالا و والا داشته باشید انگیزه تان برای رسیدن به آن بیشتر شده و به تبع تلاش بیشتری هم می کنید.

نکته جالبی که وجود داره اینه که رسیدن به اهداف بلندپروازانه معمولا راحت تره، چون انگیزه آدم بیشتره و در نتیجه بیشتر هم تلاش می کنه.

واقعا تعیین اینکه هدفی برای “شما”واقع گرایانه هست یا نه کار خیلی سختیه. خیلی کارها که از نظر دیگران غیرممکن بود، توسط افرادی انجام شده. شاید تنها راه این باشه که ببینید آیا خودتون به واقع گرایانه بودن هدفتون ایمان دارید؟ و آیا قبلا کاری شبیه به این انجام دادید یا نه.

اهداف باید واقعی و قابل‌دسترس باشند. اهدافی که با توانایی و امکانات شما تناسبی ندارند، غیرقابل‌دسترسی‌اند.اهدافتان باید با توجه به امکانات موجودتان هم‌خوانی داشته باشد تا بتوانید  موفق شوید.

مثال

می‌خواهید به مهارت‌هایی دست یابید که در سازمان‌تان، رئیس بازاریابی شوید، اما آیا برای گذراندن آموز‌ش‌های لازم یا کار روی مهارت‌های بیشتر، زمان مناسبی است؟ آیا اطمینان دارید که شخص مناسبی برای سِمت رئیس بازاریابی هستید؟

۵.اهداف شما باید در بازه زمانی تعریف شوند

اگر شما یک بازه ی زمانی مشخصی را برای خودتان معین نکنید، طبیعتا هیچ اقدام و کار عملی ای را نیز حس نمی کنید. ممکن است با خودتان بگویید “بالاخره یک موقعی پیش می آید که انجامش می دهم.” مطمئن باشید این بهانه ها و این امروز و فرداها تا ابد طول می کشد و در آن صورت هیچ وقت نمی توانید به اهدافتان دست پیدا کنید.

در هدف گذاری smart یکی از مهم ترین چیزها زمان بندی است. هر هدفی یک تاریخ دارد که بتوانید مسیر رسیدن به آنها را دنبال کنید و تمرکز خود را برای رسیدن به آنها افزایش دهید. با زمان بندی می‌توانید اولویت‌های خود را به شکل واضح تری تشخیص دهید. چه زمانی به هدف خود خواهید رسید؟ چند ماه ؟ چند هفته ؟ امروز به چه میزان به هدف خود نزدیک می‌شوید؟

اغلب مشاهده می‌شود که بسیاری از مردم در شروع سال اهدافی را برای خود برمی‌گزینند و به روی کاغذ می‌آورند،اما آن را در پوشه‌ای بایگانی کرده تا پایان سال نیز به آن مراجعه نمی‌کنند. وقتی هدفی را برمی‌گزینید، باید با استفاده از یک جدول زمان‌بندی‌شده، مدام آن را وارسی کنید و از آخرین وضعیت آن باخبر باشید. به‌این‌ترتیب، اگر پیشرفتی به‌سوی هدف خود مشاهده کنید،

احساس رضایت و خرسندی خواهید داشت و به ادامه‌ی راه ترغیب می‌شوید و هرگاه به بیراهه کشانده شوید خود را به مسیر درست هدایت خواهید کرد. هدف خود را در دفتر برنامه‌ریزی خود بنویسید و هدف‌گذاری کنید.

هدفی که محدود به زمان است، معمولا به این پرسش‌ها پاسخ می‌دهد:

  • چه وقت؟
  • طی شش ماه آینده چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟
  • طی شش هفته‌ی آینده چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟
  • امروز چه کاری می‌توانم انجام بدهم؟

مزایا و معایب

SMART ابزار موثری است که وضوح، تمرکز و انگیزه‌ی لازم را برای رسیدن به اهداف‌تان در اختیار شما قرار می‌دهد. در ضمن می‌تواند توانایی شما در دست‌یابی به آنها را با تشویق به تعریف مقاصد و تعیین تاریخ تکمیل‌شان افزایش بدهد. هر شخص، در هر جایی و بدون نیاز به ابزار یا آموزش خاصی می‌تواند به راحتی از اهداف SMART استفاده کند.

تفاسیر گوناگون SMART به این معنا هستند که این نوع از اهداف ممکن است کارآمدی خود را از دست بدهند یا دچار کج‌فهمی شوند. بعضی‌ها عقیده دارند SMART در اهداف بلندمدت خوب کار نمی‌کند، زیرا انعطاف‌پذیری لازم را ندارد، بعضی هم می‌گویند که ممکن است خلاقیت را از بین ببرد.

چیز دیگری که در این میان مهم می باشد این است که، وقتی اهداف بصورت SMART تعیین شوند، بصورت مثبت فرموله شده اند. به خاطر داشته باشید که بر افزایش و صعود تمرکز کنید. بنابراین وقتی به انجام ندادن کاری فکر می‌کنید همه افکار شما به سمت انجام ندادن پیش می رود و این انجام ندادن است که افزایش می یابد و صعود می کند. پس «خیال پردازی» را متوقف نکنید و در عین حال به «نظم روزانه» برسید.

سخن آخر

هدف گذاری به روش اسمارت، در همه‌ی کار‌ها و فعالیت‌های شما موثر است. اگر مدیر یک مجموعه هستید، اگر سرپرست خانوار هستید، اگر مربی ورزشی هستید، اگر کنکور داشته یا قصد ادامه تحصیل دارید، اگر می خواهید وزن کم کنید، اگر اهدف و آرزوهای مالی دارید و … می‌توانید از این اصول برای هدف گذاری کمک بگیرید. پس کاغذ و قلمتان را بردارید و با یک برنامه ریزی اساسی شروع کنید. به یاد داشته باشید مسیر رسیدن به اهداف مسیری چالش برانگیز است که قبل از حرکت به سوی این اهداف باید این چالش‌ها را پیش بینی کنید و بپذیرید.

هدف گذاری به روش اسمارت
5 (100%) 1 vote
توسط |2019-04-23T11:56:00+00:00آوریل 16th, 2019|هدف گذاری|

3s دیدگاه

  1. نازنین می 20, 2019 در 9:00 ق.ظ - پاسخ

    بسیار کاربردی و جامع بود. ممنونم از شما و سایت خوبتون.

    • Iran Business Clinic می 20, 2019 در 10:07 ق.ظ - پاسخ

      از توجه شما متشکریم.

  2. فرزان آگوست 30, 2019 در 8:28 ق.ظ - پاسخ

    ممنون از مطلب خوبتان 🙂

درج دیدگاه